1407ـ1444) در سال 1423 در مانتوا مدرسه‌ٴ تازه‌اي تأسيس كرد به نام خانه‌ٴ شادي‌، كه‌ مهم‌ترين مدرسه‌ٴ عصر نوزايي و از مهم‌ترين مدارس همه‌ٴ اعصار بود. ويتورينو كوشيد تا هم‌زمان‌ به تربيت ذهني‌، جسمي و عاطفي بپردازد؛ وي يوناني‌، لاتيني‌، رياضيات‌1 مي‌آموخت و مي‌كوشيد والاترين آرمان‌هاي كلاسيك را با مسيحيت تلفيق كند و اصالت فرد را با انضباط اخلاقي و اعتدال را با ايمان و شادي بياميزد.
سپس چند كلمه‌اي درباره‌ٴ بنيان‌گذار باستان‌شناسي كلاسيك يعني چيرياكو بايد گفت كه‌ سنديس او را شليمان عصر خويش ناميده است‌. چيرياكو دي پيريكولي (حدود 1391 ـ حدود1450)، در آنكونا زاده شد (به اين سبب نام لاتيني‌اش Cyriacus Anconitanus است‌) و داراي استعدادي ذاتي براي باستان‌شناسي بود. از كتيبه‌ها در آنكونا، سپس در رم رونوشت‌ برداشت‌. در ايتاليا، يونان و خاور نزديك سفرهاي زيادي كرد (تادمشق‌) و در جستجوي‌ نسخه‌هاي خطي و كتيبه‌ها برآمد. كتيبه‌هايي را كه رونويسي كرد شامل سه جلد قطور بود كه تنها قطعاتي از آن مانده است‌. از مجسمه‌هاي قديمي نيز تصويرهايي كشيد كه آنها هم از ميان رفته‌، مگر چندتايي كه مورخ و پزشك نورنبرگي‌، هارتمان شِدِل (1440ـ1514) در حدود سال 1466 در پادوا از آنها رونوشت برداشته بود. شايد او درعصر جديد نخستين كسي بود (درخارج از چين‌)كه اهميت بنيادي كتيبه‌خواني و باستان‌شناسي را دريافت‌. وي حكايت كرده است كه وقتي‌ يك روز در كليسايي در ورچلي (پيِدمونت‌) به دنبال آثار باستاني مي‌گشت‌، كشيش به وي‌ مظنون شد و خواست تا كارش را بداند: چيرياكو به وي مي‌گويد ((گاهي كار من اين است كه‌ مردگان را از گورشان برخيزانم‌؛ اين هنري است كه از كاهنه‌هاي غيبگوي معبد آپولون آموخته‌ام‌)). نمي‌دانيم كشيش كنجكاو چه فكري كرده و چه جوابي داده است‌.
بهتر است از دو انسانگراي ايتاليايي ديگر هم يادي كنيم كه جواني‌شان در سده‌ٴ چهاردهم سپري‌ شد. اين دو عبارت بودند از گوارينوي ورونايي (1370ـ1460)، و پوگو فلورِنتينو (1380ـ1459).
پوگو2 چنان معروف است كه نيازي به معرفي‌اش نيست‌. او در سال 1380 در نزديكي‌ فلورانس زاده شد. قريب نيم‌قرن منشي پاپ‌ها بود و در سال 1459 در فلورانس از دنيا رفت‌.
كتاب‌هاي زيادي نوشت‌، به ويژه يك تاريخ فلورانس (او از سال 1453 مورخ رسمي شده بود) و تربيت كوروش گزنوفون را به لاتين ترجمه كرد، هم‌چنين مقالات اول تا ششم تاريخ ديودوروس‌ سيسيلي (اول ـ2 ق‌م‌) را؛ ولي بيشتر مايه‌ٴ شهرت او علاقه‌ٴ شديدش به انسانگرايي و اهتمامش


1. برروي مدال زيبايي كه پيزانللو به وي اهدا كرده‌، چنين نوشته شده است‌: ((به افتخار فلتره رياضي‌دان كامل و پدر همه‌ٴ علوم انساني‌.))
2. Poggius Florentinus. : دليلي براي اين‌كه او را جان فرانچسكو بناميم وجود ندارد. غالباً، پوگو براتچوليني ناميده شده‌، كه درست است‌، گرچه او نام‌ اشرافي براتچوليني را تنها در سال 1443 برخود نهاد.